شعرم
من شاعر دلداده ، دیوانه دلدارم تو دلبر رعنایی دوری تو از این خانه از حالت هر چشمم خوانی غزل غم را اما تو نمیبینی ، این من ، من دیوانه تو خوش قد و بالایی ، من خم شده ام اما از بار غم عشقت ، ای دلبر بیگانه هر شب که به بالینم ، سر می نهم از خفتن در خواب شبم ایی ای دلبر افسانه من در طلبت عمری ، دادم به هوا زانکه تنها تو کنی من را چندی ز جهان فارغ ای کاش غم عشقت کمتر زندم اتش ای کاش رقبیان را دوری بکنی اما یکروز وصالم پاسخ بدهی اری من در طلبت رویت هر شب نماز و تو دائم پی غیر از من دائم پی انانی ، ای دلبر بیگانه کمتر تو بزن اتش بر پیکره ع...








